السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)
100
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى)
و هنگامى كه آدمى در برابر خدا مىايستد و از محدود كردن او عاجز است به شبهاتى بىثمر گرفتار مىآيد : چگونه ، كجا ، چه و حتّى چرا ؟ او مىخواهد خدا را تابع ملاكهاى مخلوقات گرداند ، لذا به گمراهى سختى دچار مىشود . در اين جاست كه كلمه « سبحان اللَّه » به كار مىآيد تا به يكباره « بشر » را از ورطهاى بزرگ رهايى بخشد و انسان را چنين مورد خطاب قرار مىدهد كه تو در برابر خالق مخلوقات ايستادهاى ، جايى كه الفاظ ، ناتوان و حدود از اعتبار ساقط است و معارف ساده و سطحى بشر درهم مىريزد . و بدين ترتيب مىكوشد خدا را از نو بشناسد . قرآن كريم سورههاى بسيارى را با تسبيح آغاز كرده است و آن را زبان هر آنچه در آسمانها و زمين است دانسته و به تسبيح در « صبحگاهان و شامگاهان » امر كرده است . اگر خدا با نفى شباهت ميان او و مخلوقاتش در قرآن شناخته مىشود پس صفات حسنه او انعكاسى از اين مباينت است آن هم بدون آن كه صفاتى محدود به مقدار و چگونگى و مكان باشد . مقصود ما از قدرت خدا تنها نفى عجز از اوست و مرادمان از علم خدا تنها نفى جهل از اوست و به همين ترتيب ، زيرا نمىتوان نامحدود را تصوّر و نامتناهى را تعريف كرد . در اين جا پرسشى مطرح مىشود : بشر چگونه توانسته عجز و جهل را از خداى خود نفى كند و حال